تقدیم دوست کردم، هفتاد ماهپاره
تنها به روی دستم، مانده است، یک ستاره
با دستهای بسته، خوانَد قنوت ایثار
با چشم نیم بازش، بر من کند نظاره
شیران کارزارم، رفتند از کنارم

![]()
باشد همه سپاهم این طفل شیرخواره
نه اشک تا بگرید، نه شیر تا بنوشد
نه نور یک نگاهش، نه تاب یک اشاره
امروز در نهادم، شد تازه داغ محسن
کآوردهام به همراه، یک محسن دوباره

![]()
دوش از عطش نخفته، با دوست راز گفته
احیا گرفته تا صبح در بین گاهواره
ای حرمله ندیدی، وقتی که زه کشیدی
جوشید خون قلبم، از این گلوی پاره
تنها نه چند روزی تا صبح روز محشر
بر این شهید گریند، ارض و سما هماره
زخون اصغر تکمیل شد شهادت
باید براو گرفتن هر روز یادواره![]()
موضوع : مسابقه نی نی و محرم
سلام اومدم چند تا عکس بذارم و یه خورده دیگه در مورد خودم بنویسم

این دو تا عکس از زمانی که من ٥ماهه و ٦ ماهه بودم

اینم یه عکس دیگه
من به بن تن علاقه خاصی دارم به خاطر همین یه لباس بن تن یه ساعت بن تن یه کلاه بن تن بادکنک
دفتر مداد و همه وسایلی که عکس بن تن روش باشه من دارم
چند تا هم سی دی بن تن دارم که روزی ١٠ بار اونارو می بینم آخه من فیلم و کارتون خیلی دوست دارم
همیشه وقتی می رم خونه مامان بزرگم روی میز کامپیوتر می شینم و سی دی می بینم تو خونه
خودمون هم تو تلویزیون خودم کارتون می بینم آخه داداشیم اجازه نمی ده من به کامپیوترش دست
بزنم جدیدا به درست کردن پازل هم علاقه پیدا کردم
مربی مهدمون رو هم دوست دارم چون خیلی مهربونه
موضوع : عکس
شعر عروسک
عروسک خوشگل من بشین کنار دل من
شب شد لالا کن شب شد لالا کن
دختر ناز خوب من نازنین محبوب من
شب شد لالا کن شب شد لالا کن
سر شبی عروسک من به دل مامان وبابا خودشو جا می کنه
می ره لالا می کنه
نه دیگه گریه می کنه نه دیگه دعوا می کنه
نه مثل بچه های بد داد و غوغا می کنه
شعر خانواده
مامان جون من چه مهربونه دوستش دارم خیلی زیاد خودش می دونه
یه شاخه گل هدیه ماست برای مادر اونکه به فکر بچه هاست از همه بیشتر
بابای خوبم چراغ خونست دستای گرم اون برام یه آشیونه ست
یه شاخه گل هدیه ماست برای بابا اونکه همیشه سایه اش روی سر ماست
داداش جون من لنگه نداره وقتی میاد برای من شادی می یاره
یه شاخه کل هدیه ماست برای داداش خدای خوب و مهربون مواظبش باش
خواهر خوبم چه نازنینه برای من فرشته روی زمینه
یه شاخه گل هدیه ماست برای خواهر که خوب و مهربونه اون مثل یه مادر
ما همه هستیم یه خونواده خونه داریم کوچیک و قشنگ و ساده
هر کسی تو خونه خود دلخوش و شاده شکر خدا داده به ما یه خوانواده
موضوع : شعر های من
سلام من امیر محمد هستم مامانم قراره از این به بعد کارها و خاطرات من رو برام تو وبلاگم بنویسه
من ٧ خرداد سال ٨٧ به دنیا اومدم و الانم میرم مهد کودک
این عکس من هست همراه با ماشینم

من رنگ قرمز رو خیلی دوست دارم
اسب هم خیلی دوست دارم بعدا چند تا عکس اسب خوشکل هم تو وبلاگم می زارم
من گاهی پسر مامانم هستم و گاهی پسر بابام بستگی به شرایط داره
یه داداش هم دارم اسمش امیر حسین هست بعدا عکس اونم تو وبلاگم میزارم
من پسر دوم مامانم هستم و نار دونه مامانم
من یه عالمه اسباب بازی هم دارم
مامان بزرگ و بابا بزرگم رو هم دوست دارم
دایی محمد هم جزء علایق من هست هههههههههه
موضوع : معرفی امیر محمد


